ابن الصوفي النسابة

82

المجدي في أنساب الطالبيين

وتضييع حقوق مسلمين غير عرب مىگشت . وطبيعة ايرانيان وروميان كه به هر حال پيش از ظهور اسلام هم نيز مللى متمدّن ومتديّن وتاريخ لا أقل هزار سالهء مدوّن وسابقهء كشور گشائى ودنيا دارى داشتند وبخودى خود داراى تعزّز وتمتّعى بودند ، و « قباى اطلس آن كو كه از هنر عاريست را به نيم حو هم نمىخريدند » به صورتهاى مختلف در كليّهء زمينه‌ها أعم از اجتماعي وسياسي وفرهنگى ، از خود عكس العمل نشان مىدادند كه در اين مختصر مجال شرح آن نيست ، ولى شك نيست كه يكى از علل اصلى حدوث فرق مختلف مذهبي ( ويا لا مذهبي وزندقة ) ورواج علوم وفنونى چون أدب وفلسفه وكلام ورياضيات ، ويا ظهور آن دسته‌اى كه بنام « شعوبيّه » در تاريخ گاه گاه ذكرى از آن به ميان آمده است « 1 » همين طرز

--> ( 1 ) در يكصد وپنجاه سالهء أخير سخن را دربارهء « شعوبيّه » بدرازا كشانيده‌اند وگويا در اين تتبّعات وتحقيقات وتطويل بلا طائل غربيان خصوصا غير از قصد قربت مطلقهء علمي وكشف حقيقت محض ، مقاصد مذهبي وسياسي وفرهنگى ديگرى هم دخالت داشته باشد . وباز أخيرا در اين ايّام كه ملّت مسلمان إيران وسر سپردگان بأمير المؤمنين علي عليه السلام بأنواع شدائد وبلايا وفتن ومحن مبتلى مىباشند ، همان عوامل مذهبي وسياسي وفرهنگى وخاصّه در ميان برادران مسلمان عرب ما با شدّت فراوانى به فعّاليت افتاده ، وبراي « هيچ » « هياهوى بسيار » براه انداخته‌اند . واز جمله همان حرف نامربوط قديمى وغير منطبق با عقل واستدلال ومخالف با همهء نصوص وشواهد تاريخي را كه اوّلين بار مستعمره‌چيان قرون هجدهم ونوزدهم بر سر زبان بعضي كم سوادان ويا مغرضان انداختند و « تشيّع » را ساخته وپرداخته ايرانيان معرّفى كردند ، دوباره با بوق وكرناهاى تبليغاتى از طريق أمواج راديو وتلويزيون يا